تبليغاتX

چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
نوشته های دو دل مبتلا


سلام ببخشید چند وقت نبودم

عید سعید غدیر خم بر همگان مبارک باد

بویژه سید سعید خودم

 


?مریم و سعید | در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 11:49 قبل از ظهر | پیوند |
سعید جونم تولدت مبارک

سلام بچه ها حالتون خوبه؟

۱۸ شهریور تولد یکی از بهترین و زیباترین انسانهای روی زمینه

روزی که تنها امید زندگی مریم پا به دنیای خاکی گذاشته

روزی که همه امید و آرزوی من به بار میشنه

و چه خوب که امسال اولین سالی که من می تونم فدای سعیدم بشم

تولدش با نیمه شعبان ولادت اما عصر (عج )یکی شده

و چه عاشقانه تر که سید سعید عزیزم روز تولدش با روز تولد آقا و منجیش یکی شده

دوستای گلم چون نمی تونیم روز تولد آپ کنیم برای همین پیشاپیش برای سعید گلم یک تولد گرفتم

سعید جان تولدت مبارک

تول تولد تولدت مبارککککککککککککک

مبارک مبارک تولدت مبارککککککککک

 سعید جونم خیلی دوستت دارم الهی من فدات بشم عزیزم تولدت مبارک

تولدت مبارک

قربونت بشم عزیزم تولدت مبارک خوشگلم

این هم کیک تولد عزیزترینم

سعیدم دوستت دارم گلم

این هم کادو

 

همه دنیای من فدای تو عزیزم

هیچ کادویی ارزش شما را نداره

دوستت دارم گلم

بازم می گم تولدت مبارک


?مریم و سعید | در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 ساعت 10:50 قبل از ظهر | پیوند |
دیدار تو

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم 

تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

تو درياي تريني آبي و آرام و بي پايان و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم

تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوترو من هم يك كبوتر تشنه باران درمانم 

بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

شبي يك شاخه نيلوفر به دست آبيت دادم هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم 

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كردو من خواب ترا مي بينم و لبخند پنهانم 

 تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم

تو مي آيي و من گل مي دهم در سايه چشمت و بعد از تو منم با غصه هاي قلب سوزانم
 
تو مثل چشمه اشكي كه از يك ابر مي بارد و من تنها ترين نيلوفر رو به گلستانم 

شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر كرده و شايد يك مه كمرنگ از شعري كه مي خوانم

تمام آرزوهايم زماني سبز ميگرددكه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي دانم

غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم 

به جان هر چه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم 

 

مریم جان عزیز دلم ٬ دلم خیلی برات تنگ شده .

اما وقتی فکر می کنم تا یک ماه دیگه میای پیش خودم دلم آروم می گیره از الان دارم واسه اومدن تنها گل زندگیم روزشماری می کنم

از دور می بوسمت مراقب خودت باش

دوستت دارم

سعید تو


?مریم و سعید | در دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 9:44 قبل از ظهر | پیوند |
روز پدر مبارک

میلاد مولود کعبه حضرت علی (ع) بر همه شیعیان مبارک باد

روزتان مبارک

روز پدر بر همه پدرها بویژه پدر خوبم٬ پدر آقا سعید و همچنین پدر آینده سعید عزیزم تبریک میگم

پدر جونمه پدر عمرمه پدر دینم وایمونمه

یک تبریک ویژه به کسی که همه دنیای مریم بسته به یک نگاه او

عزیز دلم ٬خوشگلم ٬میلاد امام علی (ع) و روز پدر مبارکت باد 

التماس دعا

سید سعید عزیزم


?مریم و سعید | در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 3:31 بعد از ظهر | پیوند |
پیمان سبز

آن روز در نگاه تو و خنده بهار مي شد به منتهاي شكفتن اشاره كرد

مي شد ميان چشمك ياس و نسيم صبح دل را فداي چشم نجيب ستاره كرد

هر صبح با صداي تو بيدار مي شوم در قلب من هميشه مي آيد صداي تو

هر چه نگاه عاطفه و اشك شبنم ست با قطره هاي ساكت باران فداي تو

اي انتظار خسته گل هاي رازقي  تو يادگار ميخك و ياس و شقايق ي

 تو بردي از ميان سكوتم دل مرا تو معني سرودن پاك حقايقي 
 
تو جاده رسيدن قلبي به آسمان من بي تو ذره ذره بدان آب مي شوم

تا سرزمين سبز تجسم مي آيم و در بين راه عاشق مهتاب مي شوم

تو با وفاترين افق دور مبهمي يادت كنار ساحل دل تاب مي خورد

هر قوي تشنه اي كه ترك مي خورد دلش از بركه لطيف دلت آب مي خورد 

نقاشي تمام افقهاي عالمي نقاشي ام بدون تو بي رنگ مي شود

در شعر من هميشه تو معناي بودني قلب غزل براي تو دلتنگ مي شود 

تو قصه مهاجرت غم ز شهر عشق تو ماندني ترين گل خوشبوي ميخكي

تنها تو بال عاطفه را ناز ي كني تو مهربان ترين گل زيباي پيچكي
 
تب مي كند بدون تو احساس پاك عشق جز تو چه كس نگاه مرا ناز ميكند

جز تو چه كس نگاه مرا ناز ميكند جز تو چه كس كنار دلم مي نشيند و

روح مرا روانه پرواز ميكندهر وقت شهر پنجره ها باز ميشود  
 
من ابتداي نام ترا گوش مي كنم وقتي به عشق مي رسم از لذت نگاه

غم را به حرمت تو فراموش ميكنم آن لادني كه كاشته اي در دلم هنوز

گاهي دلش براي دلت شور مي زندپروانه اي ز باغ تبسم مي آيد و 

دل را به سوي شمع پر از نور مي زند احساس من هميشه پر از قطره هاي عشق

قلبم بدون نام تو دلگير مي شود هر صبح نغمه هاي من و قلب عاشقم

بر برگ هاي عاطفه تكثير مي شودتو بهترين حكايت گل هاي نرگسي 

با چشم تو نگاه پر از ياس مي شوددر لا به لاي عاطفه هاي نوازشت 

عطر نجيب خاطره احساس مي شود تا آخرين نگاه به ياد توام بدان

دل هر چه مي كند همه آن براي توقلب مرا كه برده اي و رفته ام ز دست 

قلب تمام عشق پرستان فداي تو
 


 

 


?مریم و سعید | در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 12:26 بعد از ظهر | پیوند |
بهشت زیر پای مادران است.

تو ای مادر که يک عمره دلت با قصه دم سازه

صبوريهای تو ای مادر منو به گريه می ندازه

مثل يک طفل خواب آلود من محتاج آغوشم

از اون لالايهات مادر بخون بازم توی گوشم

برای سرنوشت من تو دل واپس ترين بودی

برای اشک های من هميشه آستين بودی

تو ای هميشه غم خوارم تو ای محرم ترين يارم

به نام نامی مادر هميشه دوستت دارم

نوازش کن منو مادر که فرزند تو غم گينه

کی می خواد بعد از اين توقلب من جای تو بنشينه

گل من روزگار روزی تو رو از شاخه می چينه

در آغوشم بگير مادر که رسم روزگار اينه

روز مادر و روز زن بر همه مادران وزنان سرزمینمان ایران

مبارک باد

مامان مریم ٬ مامان سعید٬ مریم عزیزم

روزتون مبارک

دوستتون دارم

فدای شما:سعید


?مریم و سعید | در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ساعت 3:37 بعد از ظهر | پیوند |
مریم گلم دوستت دارم, سعید عزیزم دوستت دارم(آپدیت مشترک)

به آنكه حتا دشنه اش را عاشقم

چون دوستت مي دارم

حتا آفتاب هم كه بر پوستت بگذرد

من مي سوزم

پاييز از حوالي حوصله‌ات كه بگذرد

من زرد مي شوم

روسري زردت كه از كوچه عبور مي‌كند

عاشق مي شوم

و تا كفش هاي رفتنت ‌جفت مي شوند

غریب مي‌مانم

و تنها وقتي گريه اي گمان نمي برم در تو

من سبز مي‌مانم

كه نيلوفرانه دوستت مي دارم

نه ماننده‌ي مردماني كه دوست داشتن را

به عادتي كه ارث برده‌اند

با طعم غريزه نشخوار مي كنند

من درست مثل خودم

هنوز و هميشه دوستت مي دارم



?مریم و سعید | در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 ساعت 3:32 بعد از ظهر | پیوند |
عاشقی یعنی همین!

اگه خاكستر نشيني، اگه اهل ِ آسموني،

اگه جنس ِ خود ِ مايي، اگه از مابهتروني،

اگه شاعر، اگه سرباز، اگه قصاب، اگه سارق،

اگه ارباب، اگه زارع، اگه پاروزن ِ قايق،

اگه آهنگر ُ خرّات، اگه سرگرم ِ تجارت،

يا اگه حتا وزيري، پُشت ِ مسند ِ صدارت،

يه نفر دلت ر ُ مي دزده فقط با يه نگاه!

عاشقي يعني همين، يعني گناه ِ بي گناه!

بعد از اون روز ديگه از خودت رهايي مث ِ من!

خوش ترانه، خوش طنين ُ خوش صدايي مث ِ من!

بعد از اون ديگه دلت ميشه چراغ ِ راه ِ تو!

غير از عشقت كسي ر ُ نمي بينه نگاه ِ‌تو!

دنيا تو دست ِ توئه، با هيشكي كاري نداري!

همه ي زندگيت ُ به پاي عشقت مي ذاري!

عاشقي يعني همين، يعني گناه ِ بي گناه!

يه نفر دلت ر ُ مي دزده فقط با يه نگاه!●


?مریم و سعید | در سه شنبه ششم تیر 1385 ساعت 10:15 قبل از ظهر | پیوند |
دوسِت دارم! ٭عشق جهان را نجات خواهد داد! باور كن!×دوستت دارم سعید جان×

مي خوام بگم: دوسِت دارم! به پنجره ! به آسمون!

به اين شب ِ آينه دزد! به تك درخت ِ كوچه مون!

مي خوام بگم: دوسِت دارم! به تو! به اسم ِ نقطه چين!

به گريه هاي بي هوا! به كولي ِ كوچه نشين!

مي خوام بگم: دوسِت دارم! به هر رفيق ُ نارفيق!

به شاعراي بي غزل! به جنگلاي بي حريق!

ميخوام بگم: دوسِت دارم! به قاتلم! به روزگار!

به اون كسي كه ميندازه به گردنم طناب ِ دار!

دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب:

دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو اين عذاب!

مي خوام بگم: دوسِت دارم! به بادبادك! به مدرسه!

به تركه ي خيس ِ انار، كنار ِ درس ِ هندسه!

ميخوام بگم: دوسِت دارم! به مرغ ِ عشق ِ بي قفس!

به جغد ِ پير ِ بد صدا! به ني زناي بي نفس!

ميخوام بگم: دوسِت دارم! به هر چي خوبه، هر چي بد!

به خونه هاي كاگِلي! به سيباي توي سبد!

مي خوام بگم: دوسِت دارم! به بغض ِ تلخ ِ انتظار!

به بدترين فصل ِ سفر! به آخرين سوتِ قطار!

دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب:

دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو اين عذاب!●


 


?مریم و سعید | در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 ساعت 9:35 قبل از ظهر | پیوند |
این بازی یک نفره نیست!؟(تقدیم به دلهای مهربان و منتظر)

گفتم : كبوتر ِ بوسه!

گفتي : پَر!

گفتم ‍: گنجشك ِ آن همه آسودگي!

گفتي : پَر!

گفتم : پروانه پرسه هاي بي پايان!

گفتي : پَر!

گفتم : التماس ِ علاقه،

بيتابي ِ ترانه،

بيداري ِ بي حساب!

نگاهم كردي!

نه انگشتت از زمين ِ زندگي ام بلند شد،

نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر كشيد!

سكوت كردي كه چشمه ي شبنم،

از شنزار ِ انتظار من بجوشد!

عاشقم كردي! همبازي ِ ناماندگار ِ اين همه گريه!

و آخرين نگاه تو،

هنوز در درگاه ِ گريه هاي من ايستاده است!

حالا - بدون ِ تو!-

رو به روي آينه مي ايستم!

مي گويم: زنبور ِ گزنده ي اين همه انتظار،

كلاغ ِ سق سياه اين همه غصه!

و كسي در جواب ِ گفته هاي من «پر!» نمي گويد!

تكرار ِ آن بازي،

بدون ِ دست و صداي تو ممكن نيست!

پس به پيوست تمام ِ ترانه هاي قديمي،

باز هم مي نويسم:

برگرد!?

دو کبوتر عاشق:مریم وسعید

دوستتون داریم دوستان عزیز


?مریم و سعید | در شنبه بیستم خرداد 1385 ساعت 11:38 قبل از ظهر | پیوند |
نامت را بنویسم؟

دستم نه،

اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو مي لرزد!

نمي دانم چرا

وقتي به عكس ِ سياه و سفيد اين قاب ِ طاقچه نشين

نگاه مي كنم،

پرده ي لرزاني از باران و نمك

چهره ي تو را هاشور مي زند!

همخانه ها مي پرسند:

اين عكس كوچك ِ كدام كبوتر است،

كه در بام تمام ترانه هاي تو

رد ِ پاي پريدنش پيداست؟

من نگاهشان مي كنم،

لبخند مي زنم

و مي بارم!

حالا از خودت مي پرسم!

آيا به يادت مانده آنچه خاك ِ پُشت ِ پاي تو را

در درگاه ِ بازنگشتن گِل كرد،

آب ِ سرد ِ كاسه ي سفال بود،

يا شورآبه ي گرم ِ نگاهي نگران؟

پاسخ ِ اين سؤال ِ ساده،

بعد از عبور ِ اين همه حادثه در ياد مانده است؟


?مریم و سعید | در دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |
تقدیم به دل مهربان داریوش عزیز

يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن

سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن

يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه

درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميرزه

ديدن تو گرچه از دور واسه من يه جور اميد

يه چيزي مثل يه جادو که بهم بهايي ميده

اين مهمه که ميدونم واسه من چقدر عزيزي

من که جام عشق رو دادم , چه بنوشي چه بريزي

پيشکشت همه نفسهام , نازنين خوب هميشه

نيمي از تنم شدي تو , که ازم جدا نميشه

يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن

سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن

يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه

درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميرزه

اما باور کن ميرزه .... اما باور کن ميرزه

 

داریوش جان دوستت داریم

تقدیم به قلب مهربون و......

بهش نگین که من چقدر دوستش دارم

برای بردن دلش کوه را رو شونم می زارم

بهش نگین دیونه چشاش شدم

مست همه شیطونیهاش عاشق خنده هاش شدم

اگه بفهمه عاشقم می ره و پیداش نمی شه

 کی می دونه عاقبت این دل زارم چی میشه؟

اگه بگم دوستش دارم قلبش را پنهون می کنه

پیش چشای عاشقم رقیب مهمون میکنه


?مریم و سعید | در دوشنبه یکم خرداد 1385 ساعت 9:10 قبل از ظهر | پیوند |
تقدیم به تنها عشق زندگیم مریم گلم×دوستت دارم عزیزم×

      میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه

     به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه

    یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری

    بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری

    یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه

     فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه

    اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن

    آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن

   راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟

   بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟

   اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم؟

   اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟

   حتی اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه

    چهرهء تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه


?مریم و سعید | در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 ساعت 12:6 بعد از ظهر | پیوند |
سلام

سلام دوستان عزیز

بنا به اعتراضات دوستان عزیز(البته داد هم زدند)

اسم وبلاگمون را عوض کردیم البته این اسم به دلمون نمی شینه

کمکمون کنید تا یک اسم خوب برای وبلاگمون انتخاب کنیم

از همتون می خوام تو کامنتهاتون یک اسم پیشنهاد کنید

با تشکر

دوستدار همتون

فدای همتون

مریم وسعید


?مریم و سعید | در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |
عشق یعنی.....

عشق یعنی دل را به دست تو سپردن عشق یعنی غصه دنیا رو نخوردن

عشق یعنی تو باغ اون چشمهای سبزت دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن

قاصدک ارزوهای من تویی توعشق پر از مهر و وفای من تویی تو

بیا تا با هم دیگه زندگی رو اغاز کنیم دو تا کبوتر بشیم و رو ابرها پرواز کنیم

عشق تو توی قلبمه اسم تو روی لبهام

خاطره ای بهتر از این تو دنیا من نمیخواهم

عشق یعنی دل را به دست تو سپردن عشق یعنی غصه دنیا رو نخوردن

عشق یعنی تو باغ اون چشمهای سبزت دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن

قاصدک ارزوهای من تویی توعشق پر از مهر و وفای من تویی تو

بیا تا با هم دیگه زندگی رو اغاز کنیم دو تا کبوتر بشیم و رو ابرها پرواز کنیم

عشق تو توی قلبمه اسم تو روی لبهام

خاطره ای بهتر از این تو دنیا من نمیخواهم


?مریم و سعید | در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |
سعید عزیزم تو دنیای منی××خیلی دوستت دارم××خیلیییییییی

میخواهم فقط برای تو بنویسم

برای تو

آمدنت در زندگیم

نوید شادیها بود

زندگی بود،عشق بود

شیفتگی بود

دنیایی ازجنون و دلدادگی بود

میخواهم

برایت بنویسم ای تنهاترینم

چگونه آمدی

چگونه جای جای قلبم را

به تصرف عشق خودت در آوردی

گویا

این قلب فقط متعلق به تو بود

میخواستم برایت بنویسم

وقتی بیایی

در قلبی ساکن خواهی شد

که جز مهر تو

مهر دیگری در آن راه نخواهد داشت

وقتی بر قلبم قدم نهادی

همه جای قلبم متعلق به تو شد

میدانی؟ چشمانم منتظر آمدن تو بودند

میخواهم برای تو بنویسم

با آمدن تو قلبم پرشد از خاطره های شیرین

وقتی آمدی

آفتاب نگاهت

به زندگانیم روشنایی بخشید

ناگهان عشق تو

به مرز جنونم کشاند

اکنون همه وجودم متعلق به توست میخواهم برایت بنویسم

شبهای تنهایی من پر شده ازیاد تو

همه ثانیه های من به تو تعلق دارد

به تو مینویسم

همه هستیم، همه داشتن و نداشتنم

فقط و فقط مال توست

سعید جان خیلی دوستت دارم

سعید دارم برات میمیرم دلم خیلی برات تنگ شده

سعید الهی فدات بشم من هم می بوسمت گلم

فدای یک لحظه نگاه تو

نیناز تو

مریم

سعید تمام گلهای دنیا را هم که به پات بریزم بازم کمه


?مریم و سعید | در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 3:45 بعد از ظهر | پیوند |
مریم من ،گل زندگیم،دوستت دارم،فدات بشم الهی....

میخوام کبوتری بشم دورت بگردم همیشه

با بالهای خسته بگم دوست دارم تا همیشه

میخوام کبوتری بشم دونه بپاشی تو برام

دور چشات طواف کنم بهت بگم مخلصتم من به خدا

میخوام کبوتری بشم ناخونده مهمونت بشم

هر وقت که خواستی من میرم هر چند که اونوقت میمیرم

دوست دارم تا همیشه چیزی ازم کم نمیشه

اما بزار فقط یه بار فقط یه بار دور نگات طواف کنم

بزار کبوترت باشم خادم و حیرونت باشم

قربونی صدات باشم کبوتر بومت باشم

بزار کبوترت باشم بزار کبوترت باشم .........

 

از راه دور می بوسمت مریم عزیزم

مریمم دلم برات تنگ شده

دوستت دارمعزیزم

فدای تو

سعید

 


?مریم و سعید | در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 11:53 قبل از ظهر | پیوند |
دوستت دارم سعید گلم

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ،  

آهسته تر از صداي بال پروانه ها        

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ،  

بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي،  

چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد

فرياد دوستت دارم را  

ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند                

پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.

دوستت دارم

فردای دیروزت را رها کن

دیروز فرداهایم را رها خواهم کرد

تا با هم امروز را زندگی کنیم 

Image hosted by TinyPic.com


?مریم و سعید | در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 ساعت 11:10 قبل از ظهر | پیوند |
میلاد رسول مبارک

سلام به همه دوستای خوبم

میلاد حضرت رسول را به تمامی دوستان خوبم تبریک میگم

بویژه همخونه ای های عزیزم

علی آقا٬ آقا حسین٬ آقا حمید گل

 و تمامی دوستای گل خودم و مریم

دوستتون دارم

دوستدارهمه شما سعید


?مریم و سعید | در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 11:44 قبل از ظهر | پیوند |
تقدیم به دوست خوبم حمید

امروز می خوام از بهترین دوست زندگیم براتون بگم

حمید عظمایی عزیزم

رفیق عزیزم همراه زندگیم

دوستت دارم

و از تمام خوبی ها و محبت هایی که برام انجام دادی ممنون

عید مبعث را هم به تو و خانواده عزیزت تبریک میگم

دوستت دارم رفیق

دوستدار تو سعید

 


?مریم و سعید | در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 11:17 قبل از ظهر | پیوند |