تبليغاتX

چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
نوشته های دو دل مبتلا
تقدیم به تنها عشق زندگیم مریم گلم×دوستت دارم عزیزم×

      میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه

     به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه

    یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری

    بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری

    یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه

     فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه

    اگه بری شبا چشام یه لحظه ام خواب ندارن

    آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن

   راستی دلت میاد بری؟ بدون من بری سفر؟

   بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر؟

   اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم؟

   اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟

   حتی اگه دلت نخواد اسم تو , تو قلب منه

    چهرهء تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه


?مریم و سعید | در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 ساعت 12:6 بعد از ظهر | پیوند |
سلام

سلام دوستان عزیز

بنا به اعتراضات دوستان عزیز(البته داد هم زدند)

اسم وبلاگمون را عوض کردیم البته این اسم به دلمون نمی شینه

کمکمون کنید تا یک اسم خوب برای وبلاگمون انتخاب کنیم

از همتون می خوام تو کامنتهاتون یک اسم پیشنهاد کنید

با تشکر

دوستدار همتون

فدای همتون

مریم وسعید


?مریم و سعید | در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |
عشق یعنی.....

عشق یعنی دل را به دست تو سپردن عشق یعنی غصه دنیا رو نخوردن

عشق یعنی تو باغ اون چشمهای سبزت دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن

قاصدک ارزوهای من تویی توعشق پر از مهر و وفای من تویی تو

بیا تا با هم دیگه زندگی رو اغاز کنیم دو تا کبوتر بشیم و رو ابرها پرواز کنیم

عشق تو توی قلبمه اسم تو روی لبهام

خاطره ای بهتر از این تو دنیا من نمیخواهم

عشق یعنی دل را به دست تو سپردن عشق یعنی غصه دنیا رو نخوردن

عشق یعنی تو باغ اون چشمهای سبزت دل رو تا چشمه سار مهربونی بردن

قاصدک ارزوهای من تویی توعشق پر از مهر و وفای من تویی تو

بیا تا با هم دیگه زندگی رو اغاز کنیم دو تا کبوتر بشیم و رو ابرها پرواز کنیم

عشق تو توی قلبمه اسم تو روی لبهام

خاطره ای بهتر از این تو دنیا من نمیخواهم


?مریم و سعید | در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |
سعید عزیزم تو دنیای منی××خیلی دوستت دارم××خیلیییییییی

میخواهم فقط برای تو بنویسم

برای تو

آمدنت در زندگیم

نوید شادیها بود

زندگی بود،عشق بود

شیفتگی بود

دنیایی ازجنون و دلدادگی بود

میخواهم

برایت بنویسم ای تنهاترینم

چگونه آمدی

چگونه جای جای قلبم را

به تصرف عشق خودت در آوردی

گویا

این قلب فقط متعلق به تو بود

میخواستم برایت بنویسم

وقتی بیایی

در قلبی ساکن خواهی شد

که جز مهر تو

مهر دیگری در آن راه نخواهد داشت

وقتی بر قلبم قدم نهادی

همه جای قلبم متعلق به تو شد

میدانی؟ چشمانم منتظر آمدن تو بودند

میخواهم برای تو بنویسم

با آمدن تو قلبم پرشد از خاطره های شیرین

وقتی آمدی

آفتاب نگاهت

به زندگانیم روشنایی بخشید

ناگهان عشق تو

به مرز جنونم کشاند

اکنون همه وجودم متعلق به توست میخواهم برایت بنویسم

شبهای تنهایی من پر شده ازیاد تو

همه ثانیه های من به تو تعلق دارد

به تو مینویسم

همه هستیم، همه داشتن و نداشتنم

فقط و فقط مال توست

سعید جان خیلی دوستت دارم

سعید دارم برات میمیرم دلم خیلی برات تنگ شده

سعید الهی فدات بشم من هم می بوسمت گلم

فدای یک لحظه نگاه تو

نیناز تو

مریم

سعید تمام گلهای دنیا را هم که به پات بریزم بازم کمه


?مریم و سعید | در شنبه دوم اردیبهشت 1385 ساعت 3:45 بعد از ظهر | پیوند |