تبليغاتX

چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
چشمهای خستم مال تو قلب شکستت مال من
نوشته های دو دل مبتلا
نامت را بنویسم؟

دستم نه،

اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو مي لرزد!

نمي دانم چرا

وقتي به عكس ِ سياه و سفيد اين قاب ِ طاقچه نشين

نگاه مي كنم،

پرده ي لرزاني از باران و نمك

چهره ي تو را هاشور مي زند!

همخانه ها مي پرسند:

اين عكس كوچك ِ كدام كبوتر است،

كه در بام تمام ترانه هاي تو

رد ِ پاي پريدنش پيداست؟

من نگاهشان مي كنم،

لبخند مي زنم

و مي بارم!

حالا از خودت مي پرسم!

آيا به يادت مانده آنچه خاك ِ پُشت ِ پاي تو را

در درگاه ِ بازنگشتن گِل كرد،

آب ِ سرد ِ كاسه ي سفال بود،

يا شورآبه ي گرم ِ نگاهي نگران؟

پاسخ ِ اين سؤال ِ ساده،

بعد از عبور ِ اين همه حادثه در ياد مانده است؟


?مریم و سعید | در دوشنبه هشتم خرداد 1385 ساعت 9:41 قبل از ظهر | پیوند |